Powerd by: Parsiblog ® team. ©2005
پارسي بلاگ  ::  امكانات  :: پيشنهادات  :: گروهها  :: جستجوي اعضاء  :: خانه
بازديد كل: ( 772 )   ::  بازديد امروز: ( 0 ) 









سفارش تبليغ
» ويندوز در يك دقيقه
اجرا از روي سي دي، بدون نياز به نصب
» آموزش، قالب آماده، ايكون و ...
مجموعه كامل ابزار طراحي وب
» شما هم موبايل داريد؟!
هر چي كه براي موبايل ميخواي
» تنها با يك باطري قلمي
ديگر موبايلتان بدون شارژ نخواهد ماند



مشخصات
 

نام: شقايق
نام مستعار: شقايق
جنسيت: زن
استان محل سكونت: قم
آدرس: قم
زبان: فارسي
سن: 30
تاريخ تولد: 25 / خرداد / 1356
تاريخ عضويت: 1/9/1384
وضعيت تاهل: متاهل
تحصيلات: ديپلم
وزن: 68
قد: 170


درباره خودم: شقايق گفت :با خنده نه بيمارم، نه تبدارم اگر سرخم چنان آتش حديث ديگري دارم گلي بودم به صحرايي نه با اين رنگ و زيبايي نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شيدايي يکي از روزهايي که زمين تبدار و سوزان بود و صحرا در عطش مي سوخت تمام غنچه ها تشنه ومن بي تاب و خشکيده تنم در آتشي مي سوخت ز ره آمد يکي خسته به پايش خار بنشسته و عشق از چهره اش پيداي پيدا بود ز آنچه زير لب مي گفت شنيدم سخت شيدا بود نمي دانم چه بيماري به جان دلبرش افتاده بود-اما- طبيبان گفته بودندش اگر يک شاخه گل آرد ازآن نوعي که من بودم بگيرند ريشه اش را و بسوزانند شود مرهم براي دلبرش آندم شفا يابد چنانچه با خودش مي گفت بسي کوه و بيابان را بسي صحراي سوزان را به دنبال گلش بوده و يک دم هم نياسوده که افتاد چشم او ناگه به روي من بدون لحظه اي ترديد شتابان شد به سوي من به آساني مرا با ريشه از خاکم جداکرد و به ره افتاد و او مي رفت و من در دست او بودم و او هرلحظه سر را رو به بالاها تشکر از خدا مي کرد پس از چندي هوا چون کورۀ آتش زمين مي سوخت و ديگر داشت در دستش تمام ريشه ام مي سوخت به لب هايي که تاول داشت گفت:اما چه بايد کرد؟ در اين صحرا که آبي نيست به جانم هيچ تابي نيست اگر گل ريشه اش سوزد که واي بر من براي دلبرم هرگز دوايي نيست واز اين گل که جايي نيست خودش هم تشنه بود اما!! نمي فهميد حالش را چنان مي رفت و من در دست اوبودم وحالامن تمام هست اوبودم دلم مي سوخت اما راه پايان کو ؟ نه حتي آب،نسيمي در بيابان کو ؟ و ديگر داشت در دستش تمام جان من مي سوخت که ناگه روي زانوهاي خود خم شد دگر از صبر اوکم شد دلش لبريز ماتم شد کمي انديشه کرد- آنگه - مرا در گوشه اي از آن بيابان کاشت نشست و سينه را با سنگ خارايي زهم بشکافت زهم بشکافت اما ! آه صداي قلب او گويي جهان را زيرو رو مي کرد زمين و آسمان را پشت و رو مي کرد و هر چيزي که هرجا بود با غم رو به رو مي کرد نمي دانم چه مي گويم ؟ به جاي آب، خونش را به من مي دادو بر لب هاي او فرياد بمان اي گل که تو تاج سرم هستي دواي دلبرم هستي بمان اي گل ومن ماندم نشان عشق و شيدايي و با اين رنگ و زيبايي و نام من شقايق شد گل هميشه عاشق شد
بهترين حرف: اگر نازي كند در هم فرو ريزند قالبها


 

ورود اعضاء
  نام كاربري:
رمز عبور:  
 
  عضويت كاربران جديد  

آخرين يادداشت وبلاگ
  من تمنا دارم!!! (چهارشنبه 6 شهريور 1387)
 
تعدادي از دوستان من
 
رضا (541)

 
ليست كامل دوستان (15)

مشخصات فردي
 
  • مشخصه هاي من

  • مشخصه اخلاقي: پر رو
    رنگ مو: مشكي
    رنگ چشم: قهوه اي
    تناسب اندام: ورزشكاري
    رابطه با سيگار: تو ترکم
    قيافه: ديگر
    رنگ پوست: سفيد
    بيني: متوسط
    غيرقابل تحمل: نيستم
    تخصص: متخصص
    وب سايت: www.shaghayegh56.parsiblog.com

  • علايق من

  • ورزش: اسب سواري و تير اندازي و شنا
    کتاب: شعر ...روانشناسي...رمان...تاريخي..همه چي.
    موسيقي: گيتار و سنتورو پيانو
    خواننده: سياوش قميشي و محسن چاووشي...شهره
    فيلم: هندي
    غذا: چلو گوشت و آبگوشت
    روز هفته: همه روزا قشنگه
    فصل سال: همه ي ماه ها قشنگه
    تيم فوتبال: رئال مادريد و پرسپوليس
    رنگ:
    تفريح و سرگرمي: شطرنج
    پاتوق: توي اتاقم
     

    گروههاي من
     

    همراهان پارسي ... (327) 

    پرشين وبلاگ (47) 
     

    از نگاه ديگران
     
    فرستنده : ماني غريبي ( 32 )   جمعه 21/4/1387
    ماني غريبي سهراب ميگفت: تا شقايق هست ، زندگي بايد كرد ..